انــتــخـــاب هـمــسـر ! ...
جوانی
می خواست زن بگیرد
به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.
پیرزن به جستجو
پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از
هر جهت سعادت شما را در زندگی
فراهم خواهد کرد.
جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!
پیرزن گفت : اتفاقا
این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!
جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!
پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا ... می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است
اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر
حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!
جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!
پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی
هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع
نمی برد.
جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!
پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم
ماندن، هر روز هم از خیابان گردی، خرج برایت نمی
تراشد!
جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!
پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را
هم
نداشته؟
