تبلیغات
سمر
سمر
من به سیبی خشنودم ...

 


توی گمرك بین المللی یك دختر خوشگل كه یه موصاف كن برقی نو از یه كشور
دیگه خریده بوده از یه پدر روحانی میخواد كمكش كنه كه این موصاف كن رو تو
گمرگ زیر لباسش بزاره و بیرون ببره تا خانم خوشگله مالیات نده.

پدر روحانی میگه باشه ولی بشرطه اینكه اگه پرسیدن من دروغ نمیگم.
دختره كه چاره نداشته میگه باشه.
دم گمرگ مامور میپرسه پدر چیزی با خودت داری كه اظهار كنی؟
پدر روحانی میگه از سر تا كمرم چیزی ندارم!
مامور شك میكنه از این جواب عجیب میپرسه: از كمر تا زمین چطور؟
پدر روحانی میگه: یه وسیله جذاب كوچیك كه زنها دوست دارن استفاده كنن ولی
باید اقرار كنم كه تاحالا بی استفاده مونده.
مامور با خنده میگه خدا پشت و پناهت پدر. برو ...


قالب وبلاگ

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت