تبلیغات
سمر
سمر
من به سیبی خشنودم ...

سکوت خانه پر شد از زمزمه های مادرم

نشسته قامت خدا به چشمهای مادرم

تمام حق او ازین زمین، زمان و زندگی

شدست دانه های گِل به دستهای مادرم

وجود و هستی اش همه ذکر و نماز نافله

که ترک مستحب براو کبیره های مادرم

گذشت عمرو روزگار نشانده است رنگ و چین

به چهر و هم جبین او به تارهای مادرم

دلم گرفته بود از این زمانه جفا ولیک

نمود حال من سبک غفیله های مادرم

 

سمیرا

یکشنبه 25/ 2/ 90

 

 



ارسال در تاریخ یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 توسط سمیرا (ماندگار)
قالب وبلاگ

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت